( 233
)
ولايت فقيهان و ولايت عدول از مؤمنان
چه فرقى مى باشد. اگر فقهاء تقدم دارند
دليل برترى و تقدم آنان چيست؟ و يا اين كه وجوه شرعى
بويژه خمس
بودجه حكومت اسلامى است و بايد در اختيار ولى فقيه و حاكم مسلمانان قرار گيرد؟ و بالآخره مبناى فقيهان در تصرف وجوه شرعى چيست؟
قبل از اين كه به مبانى موجود در مسأله و ادله اى كه اقامه شده بپردازيم
بايد روشن سازيم كه آيا مكلفان مى توانند خمس درآمد خود راجدا كنند و به مصرف برسانند و يا اين كه بايد آن را به مجتهدان و فقيهان جامع الشرايط و مراجع تقليد بپردازند؟
فقهاى پيشين
كمتر در اين مسأله به كند و كاو پرداخته اند.
آنان كه به اين مسأله اشارتى داشته اند
بيشتر از چگونگى حفظ آن براى امام و چگونگى مصرف سخن گفته اند.
تا اواخر قرن پنجم
در سلسله مباحث فقهى
از اين مقوله سخنى به ميان نيامده است.
براى اوّلين بار
قاضى عبد العزيز بن براج (م481هـ . ق) نظر داد:
(در صورت عدم درك حضور امام(ع)
بايد خمس را به يكى از فقيهان مورد اطمينان مذهب بسپارند و به او وصيت كنند كه آن را به امام(ع) برساند.)39
ابن براج
از مصرف سخنى نگفته و فقط به حفظ آن و آن هم به دست فقيه امين و مورد اطمينان تاكيد دارد و مكلفان را سفارش مى كند كه بدهى خود را به فقها بسپارند.
شيخ مفيد
در باب خمس متعرض اين مطلب نشده40
ولى در مسأله زكات تصريح كرده كه واجب است آن را به فقيهان بپردازند.
(فاذا غاب الخليفة كان الفرض حملها الى من نصبه من خاصته لشيعته
فاذا عدم السفراء بينه وبين رعيته
وجب حملها الى الفقهاء الماٌمونين من اهل ولايته لأن الفقيه أعرف بموضعها ممن لافقه له فى ديانته.41
در زمان غيبت امام(ع)
بايد زكات به نائبان خاص وى پرداخت گردد و اگر آنان نيز
در دسترس نبودند
بايستى به فقيهان امين
از اهل ولايت خود بپردازد
زيرا فقيه جايگاه آن را بهتر مى شناسد
از كسى كه در دين فقيه نيست.
|